نویسنده : بهنوش بساک کاظمی
۱۸ تیر، سالروز درگذشت زندهیاد مهدی آذریزدی، نویسنده ای که هیچ گاه مدرسه نرفت اما بیش از ۳۰ جلد کتاب منتشر کرد در تقویم رسمی ایران به نام «روز ادبیات کودک و نوجوان» ثبت شده است؛ نامگذاری ارزشمندی که یادآور تلاش نویسندهای است که با مجموعه ماندگار قصههای خوب برای بچههای خوب پلی میان ادبیات کهن ایران و نسل کودک و نوجوان ساخت. این مناسبت از سال ۱۳۹۲ وارد تقویم رسمی کشور شد تا فرصتی برای توجه دوباره به ادبیات کودک باشد.
اما پرسش اساسی اینجاست؛ آیا ادبیات کودک و نوجوان روزیاد میخواهد؟
به گمان من، ادبیات کودک و نوجوان بیش از آنکه به «روز یاد» نیاز داشته باشد، به «توجه مستمر» نیاز دارد. به تولید محتوای اصیل، خلاق و متناسب با نیازهای نسل امروز؛ به کتابهایی که کودک را به اندیشیدن، پرسیدن، خیالورزی و شناخت هویت ایرانی و انسانی خود دعوت کنند. به فعالیتهای فرهنگی عمیق در کتابخانهها، کانونهای فرهنگی، مدارس، انجمنهای مردمی و مؤسسات هنری که کتاب را از قفسهها بیرون بیاورند و به متن زندگی کودکان بازگردانند.
ادبیات کودک، تنها چاپ چند کتاب رنگی نیست. ادبیات کودک یعنی ساختن آینده یک جامعه. یعنی سرمایهگذاری برای نسلی که قرار است فردا تصمیم بگیرد، گفتگو کند، صلح بیاموزد، محیط زیست را حفظ کند، مسئولیت اجتماعی بپذیرد و انسان بهتری باشد.
اگر امروز از ادبیات کودک ایران با احترام یاد میشود، به دلیل تلاش نسل بزرگی از پیشگامان این حوزه است؛ انسانهایی چون توران میرهادی که آموزش را با احترام به شخصیت کودک معنا کرد، شورای کتاب کودک را بنیان گذاشت و نگاه علمی به ادبیات کودک را گسترش داد. او و همنسلانش نشان دادند که تربیت فرهنگی، پروژهای کوتاهمدت نیست؛ بلکه مسیری است که باید سالها برای آن اندیشید و سرمایهگذاری کرد.
امروز اما باید با خودمان صادق باشیم. چقدر از تجربههای آن بزرگان بهره میبریم؟ آیا سیاستگذاریهای فرهنگی ما بر پایه پژوهش و تجربه آنان است یا بیشتر گرفتار برنامههای مناسبتی و گزارشهای آماری شدهایم؟ آیا نویسندگان کودک فرصت خلق آثار ماندگار دارند یا ناچارند با دغدغههای اقتصادی و کمبود حمایت دست و پنجه نرم کنند؟
بیدلیل نیست که برخی نویسندگان و فعالان حوزه کودک، نقدی جدی به همین نامگذاری دارند. آنان معتقدند ادبیات کودک به برگزاری چند مراسم، چند پیام تبریک و چند عکس یادگاری نیاز ندارد؛ بلکه به فهم عمیق جایگاه کودک در فرهنگ نیاز دارد. اگر این روز قرار است معنایی داشته باشد، باید آغاز گفتوگویی جدی درباره کیفیت کتابهای کودک، تربیت نویسندگان، نقش تصویرگران، تقویت کتابخانهها، حمایت از مراکز فرهنگی و بازگرداندن کتاب به سبد زندگی خانوادهها باشد.
۱۸ تیر، تنها یک مناسبت نیست؛ تلنگری است برای آنکه از خود بپرسیم: امروز برای کودکانمان چه داستانی مینویسیم؟ چه رؤیایی برایشان میسازیم؟ و چه میراث فرهنگی و ادبی را به دستشان میسپاریم؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، حتی اگر همه روزهای سال را به نام ادبیات کودک نامگذاری کنیم، باز هم چیزی تغییر نخواهد کرد. ادبیات کودک، بیش از هر چیز، به باور ما نیاز دارد؛ باوری که کودک را نه مخاطب فردا، بلکه مهمترین شهروند امروز بداند.

