نویسنده : بهنوش بساک
وقتی شمعها را میان دستهای کوچک کودکان و نوجوانان روشن کردیم و صدای آرامشان با شعار «باید برخاست» در فضا پیچید، احساس کردم این شعلههای کوچک، تنها شمع نیستند؛ هر کدام نوری است برای پیوند نسل فردا با سرزمینش، با هویتش و با انسانهایی که عمر خود را برای سربلندی ایران صرف کردند.
سالهاست که به عنوان مربی کودک و نوجوان باور دارم عشق به وطن را نمیتوان تنها در کتابها آموخت؛ باید آن را زندگی کرد، لمس کرد و با خاطره، احساس و روایت به قلب کودکان سپرد. آن شب، کودکان بیش از آنکه درباره سوگواری بیاموزند، درباره مسئولیت آموختند؛ اینکه هر نسلی امانتدار آینده این خاک است.
رهبر شهید و عزیزمان، آقای قائد، تنها یک فرمانده نبود؛ او نمونهای از انسانی بود که دانش را با تعهد درآمیخته بود. اهل مطالعه بود، اندیشه را ارج مینهاد و باور داشت قدرت یک ملت، پیش از هر چیز، از دانایی فرزندانش سرچشمه میگیرد. چنین انسانهایی تنها با نامشان در تاریخ نمیمانند؛ با اندیشهشان در ذهن نسلها ادامه پیدا میکنند.
وقتی شعله شمعها در چشمان کودکان منعکس میشد، به این فکر میکردم که شاید بزرگترین وظیفه ما مربیان، تنها آموزش قصه و شعر و هنر نباشد؛ بلکه روشن نگه داشتن چراغ امید، آگاهی و عشق به میهن در دل کودکانی است که فردا سازندگان این سرزمین خواهند بود.
آن شمعها برای بدرقه یک شهید روشن شدند؛ اما در حقیقت، برای روشن ماندن راه دانایی، مسئولیت و وطندوستی نیز سوختند. من ایمان دارم اگر بتوانیم دل کودکان را با ایران، با فرهنگ، با کتاب و با انسانهای فرهیخته و فداکار پیوند بزنیم، هیچ تاریکیای توان خاموش کردن آینده این سرزمین را نخواهد داشت.

