هپکو برای عبور از سالهای دشوار و بازگشت به جایگاه واقعی خود، بیش از هر چیز به مدیری نیاز دارد که کارنامهاش نشان دهد توانسته یک مجموعه صنعتی بزرگ را از چالش عبور دهد، تولید را توسعه دهد و برای آینده آن مسیر روشنی ترسیم کند.
پس از ماهها کشوقوس بر سر انتخاب مدیرعامل گروه صنعتی هپکو، سرانجام مهدی خطیبی، مدیرعامل پیشین ایرانخودرو، به این سمت منصوب شد؛ انتخابی که واکنشهایی را در میان بخشی از کارگران و فعالان این مجموعه به دنبال داشته است.
مسئله اصلی اما شخص مدیرعامل جدید نیست؛ پرسش مهمتر، معیار انتخاب مدیر برای هپکو است.
هپکو یک بنگاه صنعتی معمولی نیست. این مجموعه از نامهای شناختهشده صنعت ماشینآلات سنگین کشور است و احیای آن نیازمند شناخت دقیق از تولید ماشینآلات راهسازی و معدنی، توسعه محصول، زنجیره تأمین، بازار، خدمات پس از فروش و تأمین مالی است.
از این رو، طبیعی است پرسیده شود: تجربه مدیریتی مدیرعامل جدید تا چه اندازه با مأموریت تخصصی هپکو تناسب دارد و کدام بخش از کارنامه گذشته او میتواند مسائل امروز این شرکت را حل کند؟
خطیبی سابقه مدیریت در ایرانخودرو و برخی مجموعههای اقتصادی و صنعتی را در کارنامه دارد، اما تجربه مدیریت در یک صنعت، الزاماً به معنای تجربه تخصصی در صنعت دیگری نیست. اگر قرار است تجربه مدیریتی پیشین او مبنای این انتخاب باشد، باید روشن شود این تجربه چگونه قرار است به احیای تولید، توسعه محصولات، تقویت بازار و بازگشت هپکو به مسیر رشد کمک کند.
از سوی دیگر، پایان دوره مدیریتی خطیبی در ایرانخودرو در اسفند ۱۴۰۱ نیز بخشی از سابقه مدیریتی اوست؛ موضوعی که درباره دلایل آن روایتهای متفاوتی منتشر شده و نمیتوان بدون استناد روشن، یک روایت را مبنای قضاوت قرار داد.
اما همین موضوع یک پرسش جدی ایجاد میکند: وقتی قرار است مدیری دوباره مسئولیت یک بنگاه صنعتی بزرگ را بر عهده بگیرد، آیا نباید کارنامه، دستاوردها و میزان تحقق اهداف دوره مدیریتی پیشین، پیش از انتصاب جدید بهصورت شفاف بررسی شود؟
هپکو امروز بیش از یک عنوان مدیریتی جدید، به کارنامهای برای اثبات توانایی مدیریت بحران و ساختن آینده نیاز دارد.
مدیرعامل جدید باید برای مسائل اصلی هپکو پاسخ عملی داشته باشد؛ از افزایش تولید و نوسازی خطوط گرفته تا طراحی و تولید محصولات جدید، تأمین قطعات، توسعه بازار داخلی و صادراتی و تقویت خدمات پس از فروش.
نجات هپکو با تغییر یک نام در رأس شرکت اتفاق نمیافتد. نجات زمانی معنا پیدا میکند که تولید افزایش یابد، بازار توسعه پیدا کند، نیروی انسانی به آینده شرکت امیدوار شود و هپکو دوباره بتواند نیاز صنایع، معادن و پروژههای عمرانی کشور را پاسخ دهد.
به همین دلیل، انتظار کارگران، سهامداران و مردم اراک از مدیرعامل جدید، نه وعده، بلکه ارائه برنامه و اثبات توانایی در میدان عمل است.
هپکو نباید محل آزمون مدیران باشد؛ مجموعهای که سالها هزینه آزمون و خطا را پرداخته، اکنون به مدیری نیاز دارد که تخصص، برنامه و کارنامهاش با مأموریت این شرکت تناسب داشته باشد.
و پرسش پایانی همچنان پابرجاست:
اگر قرار است هپکو نجات پیدا کند، آیا انتخاب مدیرعامل نباید بر پایه کارنامهای باشد که پیشتر توانایی او را در حل مسائل یک بنگاه صنعتی بزرگ اثبات کرده باشد؟
هپکو جای آزمودن دوباره نیست؛ این بار باید کارنامه، پیش از حکم، حرف اول را بزند.
#هپکو #گروه_صنعتی_هپکو #مهدی_خطیبی #صنعت_ماشین_آلات #ماشین_آلات_سنگین #صنعت_ایران #تولید_ملی #اراک #کارگران_هپکو #مدیریت_صنعتی


