از میراث تا آینده؛ بازآفرینی شهر با زبان معماری ایرانی
یادداشت دکتر سیدنورالله موسوی، مدرس گروه معماری و شهرسازی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران
گردشگری بدون هویت، مقصدی برای دیدن میسازد؛ اما گردشگری مبتنی بر میراث فرهنگی، تجربهای برای شناختن یک شهر و فرهنگ آن خلق میکند.
روز جهانی و هفته گردشگری، فرصتی برای توجه دوباره به رابطه میان گردشگری، فرهنگ، معماری و شهر است. در ایران، این رابطه بیش از هر چیز با میراث معماری و شهرسازی و ظرفیتهای کمنظیر معماری ایرانی معنا پیدا میکند.
شهرهای ایران تنها مجموعهای از ساختمانها نیستند؛ هر شهر بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی سرزمین ماست. بازار، مسجد، مدرسه، کاروانسرا، میدان، سرا، حمام، خانه تاریخی، گذر، حیاط مرکزی، باغ، طاق، ایوان، گنبد، ساباط، بادگیر و بسیاری از عناصر معماری و شهری، اجزای یک نظام بههمپیوسته هویتی هستند.
بنابراین، میراث فرهنگی را نباید فقط در قالب «بنای تاریخی» دید. ارزش واقعی میراث در ارتباط میان بنا، بافت، فضا، اقلیم، فعالیت، فرهنگ و زندگی اجتماعی شکل میگیرد.
معماری ایرانی نیز صرفاً مجموعهای از فرمها و تزئینات نیست. اصولی همچون درونگرایی، مردمواری، پرهیز از بیهودگی، توجه به اقلیم، سلسلهمراتب فضایی، حیاط مرکزی، پیوند فضای باز و بسته و استفاده هوشمندانه از نور و سایه، بخشی از دانش معماری این سرزمین است.
از این منظر، حفاظت از معماری ایرانی فقط حفاظت از گذشته نیست؛ حفاظت از یک دانش معماری و یک سرمایه هویتی برای آینده است.
اما پرسش اساسی اینجاست: چگونه میتوان این میراث را حفظ کرد، بدون آنکه آن را از زندگی امروز جدا کنیم؟
پاسخ را باید در بازآفرینی شهری جستوجو کرد.
بازآفرینی شهری میتواند میان میراث و نیازهای معاصر نقش واسط داشته باشد؛ به این معنا که ضمن حفاظت از ارزشهای تاریخی و معماری، امکان حضور دوباره این عناصر در اقتصاد، گردشگری، زندگی اجتماعی و فضای شهری امروز را فراهم کند.
بافت تاریخی زمانی زنده میماند که مردم در آن زندگی کنند، فعالیت اقتصادی شکل بگیرد، گردشگر حضور داشته باشد، خدمات شهری ارائه شود و بناها و فضاهای ارزشمند بتوانند کارکردی متناسب با زمانه پیدا کنند.
در چنین رویکردی، بازآفرینی شهری نه رقیب میراث فرهنگی، بلکه ابزار تداوم آن است.
از سوی دیگر، گردشگری میتواند موتور اقتصادی حفاظت از میراث باشد؛ مشروط بر اینکه توسعه گردشگری به اصالت مکان آسیب نزند. پیوند حفاظت از میراث فرهنگی با اقتصاد محلی، مشارکت جامعه و توسعه گردشگری میتواند زمینه ایجاد ارزش پایدار برای شهر و ساکنان آن را فراهم کند.
از شعار حفاظت به برنامه اجرایی
برای عبور از نگاه مناسبتی به یک سیاست عملی، چند اقدام مشخص ضروری است:
۱. تدوین «اطلس عناصر هویتی معماری و شهرسازی ایرانی» در شهرها
عناصر ارزشمند معماری و شهری هر شهر باید شناسایی، مستندسازی و در یک بانک اطلاعاتی مکانی ثبت شوند؛ از بناهای شاخص تا الگوهای حیاط، گذر، بازار، مصالح، جزئیات معماری و عناصر کمترشناختهشده.
۲. ایجاد «مسیرهای گردشگری معماری و هویت شهری»
گردشگری نباید فقط حول چند بنای مشهور متمرکز شود. میتوان مسیرهای پیاده و موضوعی بر اساس معماری، بازار، آب، باغ، مذهب، تجارت، محلات تاریخی و زندگی اجتماعی طراحی کرد تا خودِ بافت تاریخی به یک مقصد گردشگری تبدیل شود.
۳. تبدیل بناهای تاریخی به سرمایههای زنده شهری
با رعایت ضوابط حفاظتی، بناهای واجد ارزش میتوانند به مراکز فرهنگی، صنایع خلاق، فضاهای آموزشی، نمایشگاهی، اقامتگاههای سازگار و سایر کاربریهای متناسب تبدیل شوند؛ بهگونهای که درآمد حاصل از فعالیت، به نگهداری و احیای بنا کمک کند.
۴. تدوین ضوابط اختصاصی و رونقآفرین برای بافتهای تاریخی
بافتهای تاریخی برای تداوم حیات خود به ضوابطی متناسب با ویژگیهای کالبدی، معماری، اجتماعی و اقتصادیشان نیاز دارند؛ ضوابطی که هدف آنها صرفاً محدود کردن ساختوساز و «فریز کردن» بافت نباشد.
ضروری است ضوابط اختصاصی هر بافت با رویکرد حفاظت همراه با رونقبخشی تدوین شود؛ بهگونهای که ضمن صیانت از ارزشهای هویتی و تاریخی، امکان نوسازی، احیا، تغییر کاربریهای سازگار، سرمایهگذاری و حضور فعالیتهای جدید را فراهم کند.
در این رویکرد، ضوابط باید به جای ایجاد ممنوعیتهای گسترده و غیرقابلکاربرد، چارچوب روشن و قابل اجرا برای مداخله در بافت ارائه دهند؛ از جمله تعیین محدودههای حفاظت، پهنههای قابل نوسازی، ظرفیتهای ساختوساز، ارتفاع، تراکم، خط آسمان، مصالح، نما و نحوه استقرار بناهای جدید.
هدف، ساختن شهری نیست که گذشته را در آن متوقف کنیم؛ هدف، ایجاد شرایطی است که میراث تاریخی بتواند در کنار معماری معاصر، اقتصاد شهری و نیازهای جدید زندگی کند و از چرخه حیات شهری خارج نشود.
به بیان دیگر، ضابطه موفق در بافت تاریخی، ضابطهای نیست که فقط «چه چیزی نباید ساخته شود» را مشخص کند؛ بلکه باید روشن کند «چه چیزی، با چه کیفیتی و با چه سازوکاری میتواند ساخته، احیا یا فعال شود».
چنین رویکردی میتواند حفاظت از میراث را از یک فرآیند صرفاً کنترلی به یک ابزار رونقبخشی، سرمایهگذاری و بازآفرینی پایدار شهری تبدیل کند.
۵. پیوند بازآفرینی شهری با اقتصاد محلی
اگر ساکنان و کسبه از احیای بافت تاریخی منتفع نشوند، حفاظت پایدار دشوار خواهد بود. بنابراین برنامههای بازآفرینی باید اشتغال، کسبوکارهای محلی، صنایع دستی، خدمات گردشگری و سرمایهگذاری بخش خصوصی را در کنار حفاظت تعریف کنند.
۶. استفاده از فناوری و هوش مصنوعی برای معرفی میراث
فناوری میتواند در مستندسازی سهبعدی، بازسازی دیجیتال بناهای تاریخی، واقعیت افزوده، معرفی بناها، روایت تاریخی محلات و طراحی تجربههای جدید گردشگری مورد استفاده قرار گیرد.
اما فناوری باید در خدمت هویت باشد، نه جایگزین آن.
میراث، گذشته نیست؛ زیرساخت آینده شهر است
امروز بیش از هر زمان دیگری باید نگاه خود را به میراث فرهنگی تغییر دهیم. میراث، باری بر دوش توسعه شهری نیست؛ یکی از سرمایههای توسعه شهری است.
اگر معماری ایرانی را صرفاً به عکسهای کتابهای تاریخی و بناهای محصور در حفاظ محدود کنیم، بخش بزرگی از ظرفیت آن را از دست دادهایم. معماری ایرانی زمانی زنده است که منطق آن در طراحی، بازآفرینی و ساختوساز امروز نیز مورد توجه قرار گیرد.
شهر آینده باید بتواند همزمان مدرن، کارآمد و هویتمند باشد.
این همان نقطهای است که گردشگری، میراث فرهنگی، معماری و بازآفرینی شهری به یکدیگر میرسند.
حفاظت از میراث فرهنگی، حفاظت از هویت شهر است؛ و بازآفرینی شهری، فرصتی است برای آنکه این هویت از گذشته به آینده منتقل شود.
اگر قرار است گردشگری ایران تجربهای متفاوت و ماندگار برای گردشگران داخلی و خارجی ایجاد کند، باید به جای تمرکز صرف بر ایجاد جاذبههای جدید، از ظرفیت عظیم شهرهای تاریخی، معماری ایرانی و میراث زنده فرهنگی خود بهره بگیریم.
شهر را باید بهعنوان یک میراث زنده دید؛ میراثی که باید حفظ شود، زندگی کند و برای نسل آینده ارزش تولید کند.
دکتر سیدنورالله موسوی
مدرس گروه معماری و شهرسازی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران


